سرنوشت دلارهای علیرضا فغانی از زبان خودش!

سرنوشت دلارهای علیرضا فغانی از زبان خودش!

 

علیرضا فغانی که این روز‌ها در تاشکند آماده قضاوت در مسابقه‌ای مهم از لیگ این کشور است، در گفت‌و‌گویی از حس و حال جام جهانی گفت و صریح هم حرف زد.

علیرضا فغانی؛ او حالا یکی از سلبریتی‌های فوتبال ایران است. اولین داور وسط ایرانی که داور مسابقه رده بندی جام جهانی بوده است. علیرضا که در خانه بهروز صدایش می‌کنند و می‌گوید این اسمی است که مادرش دوست دارد صدایش کنند، در روسیه افتخار فوتبال ایران بود. او با صلابت سوت زد. حتی یکبار ناچار به استفاده از ویدئوچک نشد.

داریم درباره داوری حرف می‌زنیم که بعد از اتفاقات و مدیریت ناصحیح ورزشگاه یادگار امام تبریز، داشتند از داوری محوش می‌کردند. آنجا دنبال یک قربانی می‌گشتند و چه کسی بهتر از داور بازی.

او، اما ایستاد، جنگید و حالا به حقش رسید. درست مثل حاشیه‌هایی که برای جام جهانی داشتند پیش پایش می‌انداختند. او، اما عادت دارد به صریح بودن. به خودش بودن و به نترسیدن. خود واقعی اش است و می‌گوید وقتی خواهرزنم را در فرودگاه دیدم و دست دادم، چرا باید چیز دیگری بگویم یا مثلا ماجرا‌های مسکو. من همینم، بدون دروغ.

با او درباره سرنوشت دستمزد‌های دلاری اش حرف زدیم. ۶۰ هزار دلاری که اگر قرار باشد به فدراسیون داده شود، باید به دلار ۴۲۰۰ تومانی به او پرداخت شود و بعد رسیدیم به ماجرای شرکتش در انتخابات شورای شهر و خواندن عباس قادری در یکی از میتینگ هایش.

این گفتگو در دفتر کار علیرضا در ورزشگاه شهید مدرس شهر ری گرفته شده، جایی که او مسئول ورزش شهرداری منطقه بیست است.

 

سرنوشت دلارهای علیرضا فغانی از زبان خودش!

 

گفتگوی علیرضا فغانی با خبرآنلاین را در ادامه می‌خوانید:

می‌گویند شما با ستاره‌ها بیشتر کل کل می‌کنید که بیشتر دیده شوید.
این یک برداشت است، اما من یک چارچوب کاری دارم، کسی همسو با آن نباشد برخورد می‌کنم.

مثلا اینقدری که دایره وسط زمین را می‌گویی هر کس واردش شود اخراج می‌شود؟
نه اینطور نیست. شاید فوتبالی اگر باشد خطا‌ها بیشتر کوتاه می‌آیم، اما از اعتراض و درگیری در بازی نمی‌گذرم.

برگردی دوباره به آن شرایط آندو را اخراج می‌کنی؟
بله.

از تصمیمی که گرفتی ناراضی نیستی؟
من در لحظه تصمیم می‌گیرم. اگر الان به گذشته بتوانم برگردم شاید اصلا داور نشوم.

خیلی از مربی‌ها می‌گویند فغانی برایمان چالش درست می‌کند. می‌گویند علیرضا، چون خودش فوتبالیست بوده، حسش این است که حتی کریس رونالدو را هم بزرگ نمی‌داند و می‌گوید خودم اگر فوتبالیست شده بودم…
همین حرف هاست که شما همیشه به من می‌گویید را همه می‌گویند، اما من اغلب اوقات کاری که فکر می‌کنم درست است را انجام می‌دهم. اگر بخواهم به حرف‌ها گوش بدهم شاید این موفقیتی را که الان کسب کردم را کسب نمی‌کردم.

اینکه فوتبالیست بودی چقدر در برخوردت با فوتبالیست‌ها به خصوص ستاره‌ها تاثیر دارد؟
اینکه فوتبالیست بودم امتیاز خیلی خوبی برایم داشته و آن هم اینکه از نظر بدنی خوشبختانه پشتوانه خوبی داشتم و نیاز تمرین آنچنانی ندارم و همان تمرینی که با بچه‌ها می‌کنیم برای اینکه در پیک آمادگی باشم برایم کافی است و در استارت‌ها خوب تقویت شده ام و الان زیاد مشکلی ندارم. در شناخت خطا‌ها شاید یک مقدار بهتر از دوستانی که فوتبال بازی نکردند بتوانم تصمیم بگیرم اگر در جای مناسب قرار بگیرم.

حسین عسکری می‌گوید بخشی از چالش داوری‌های این روز‌های ما این است که داور‌ها فوتبال بازی نکردند و نمی‌دانند فوتبالیست چه کلاهی سرشان می‌گذارد. درباره تو زمانی که هنوز به جام جهانی ۲۰۱۴ نرفته بودی دو سه کارشناس داوری می‌گفتند غیر از فاکتور سنت که زودتر از داور‌های دیگر الیت شدی، می‌گفتند یک امتیاز دیگری که داری این است که فوتبالیست هستی و می‌فهمی چه کلاهی می‌خواهند سرت بگذارند.
فوتبال رو به پیشرفت است، الان سرعت حرف اول را می‌زند و دیگر نیازی به دویدن‌های زیاد نیست و توپ را به حرکت درمی آورند. فوتبال‌های قدیمی را که می‌بینی یک حس و حال آرامش و ریلکس بودن دارد در صورتی که فوتبال الان هیجان و لذت بیشتری دارد، ولی در کل مهمترین امتیاز من بحث آمادگی جسمانی است و بحث دیگر خواسته‌های فیفا که می‌گوید شما در زمان مناسب در جای مناسب باشی و این هم می‌طلبد که آماده باشی.

 

سرنوشت دلارهای علیرضا فغانی از زبان خودش!
آماری از دویدن خودت داده بودی که دو سه کیلومتر بالاتر از نرم دویدن بازیکن‌ها بود.
فوتبالیست‌ها بین ۹ تا ۱۱ کیلومتر می‌دوند، ولی داور‌ها اغلب بین ۱۱ تا ۱۳ کیلومتر می‌دوند، ولی من در همین جام جهانی دو بازی داشتم که نزدیک به ۱۱ کیلومتر دویده بودم و این به خاطر جاگیری مناسب بود. الان حرف اول داوری بازی خوانی است. توصیه‌ای که به ما می‌شود این است که اجازه ندهید بازیکن‌ها بازی کنند شما دنبال آن‌ها بدوید، از قبل بازی آن‌ها را خوانده باشید. شاید آن موردی که شما می‌گویید داور فوتبال بازی کرده باشد اینجا خیلی به درد می‌خورد. کوئیپرز داور فوتبالیستی است و سنش هم ۴۴ سال بود، ولی اغلب اوقات سر صحنه بود. این به خاطر بازی خوانی او بود.

تا کجا ادامه می‌دهی؟ شاید ما فکر می‌کردیم حالا که تا پای فینال جام جهانی رفته‌ای داوری را کنار بگذاری. همه داور‌های نسل شما خیلی زود دل زده شدند و با دلخوری هم کنار رفتند. تو می‌خواهی تا کجا ادامه بدهی و سقف آرزوهایت کجاست؟
همه داورانی که می‌گویید از دوستان خوب من بودند، ولی در یک سری مقاطع زمانی یک سری از دوستان از داوری کنار رفتند و بعد هم گفتند ما به خاطر داور‌های جوان کنار رفتیم که این واقعیت امر نبود. خودشان هم می‌دانستند یک عده هم که در فوتبال بودند می‌دانستند. هر داوری سه بار شانس دارد تست بدنی بدهد، ولی اگر هر سه بار رد شد دیگر نمی‌تواند در آسیا یا فیفا ادامه بدهد.

 

من می‌گویم اگر داوری یک بار و دو بار تست داد، بار سوم نرفت تست بدهد و از داوری کنار کشید می‌تواند بگوید به خاطر جوانگرایی رفتم، ولی اگر سه بار رد شد زیاد جالب نیست بگوید به خاطر جوانگرایی رفتم. مصدومیت برای همه هست. سعید مظفری زاده از دوستان خوب من بود و شاید اگر مصدومیت پاشنه پایش نبود دو جام جهانی هم می‌توانست قضاوت کند.

 

مصدومیتی بود که پیش آمده بود و با افتخار در جام ملت‌های آسیا بازی‌های خوبی هم قضاوت کرد، ولی در کل خیلی عوامل دخیل است که شما بتوانی ادامه بدهی یا از داوری کنار بروی. من همیشه گفتم وقتی داوری نتواند خواسته‌های من را ارضا کند یا در داوری اشباع شده باشم، باید بروم. علی آقا کریمی حرف خوبی زده که اگر فقط با بودنم بخواهم باشم خیانت کرده ام.

 

تا زمانی که فقط در لیست بین المللی باشم، ولی بازی‌ای قضاوت نکنم دارم خیانت می‌کنم. اگر من نمی‌توانم بازی بالاتر بروم کنار بروم یک جوانی که شرایطش را دارد و می‌شود به او راه را نشان داد وارد شود.

من مثال آندو را زدم که به آن بازی حساس برسم. گاهی دنبال یک قربانی می‌گردند. اگر راه داشت آن روز و در آن بازی دارت می‌زدند برای اینکه یک نفر قربانی شود و دوستان از آن بحران رد شوند. در حالی که می‌توانستند آنجا را مدیریت کنند. ممکن است تو آن روز اشتباه هم کرده باشی یا سخت گیرانه تصمیم گرفته باشی. آن روز به خودت نگفتی چه کاری است که در این شرایط داوری می‌کنم؟
قطعا این اتفاقات من را همیشه مصمم‌تر می‌کند. انتقادات، تحقیرها، نادیده گرفتن ها، بی عدالتی‌ها که در انتخاب‌های داور‌ها هست در همین مراسم برترین‌ها که همین الان هم در جریان است…

امتیازت برای بهترین داور لیگ شدن از همه بالاتر است؟
یک وقت‌هایی یک رئیس بدون هیچ مشکلی زنگ می‌زند می‌گوید به خاطر عملکرد بین المللی جایگاه شما مشخص است، از تیم شما تقدیر می‌شود و یک شانسی به جوانتر‌ها می‌دهیم و شما را لحاظ نمی‌کنیم. ولی مسوولین ما یک سری کار‌ها می‌کنند که اصلا قابل توجیه نیست و امیدوارم هر چه زودتر این آدم‌ها ارضا شوند و از این داوری دست بکشند یک مقدار این داوری نفس بکشد و این حس تهرانی شهرستانی برداشته شود. این تهران ستیزی برداشته شود. فقط هم فکر… نمی‌خواهم زیاد به حاشیه بروم.

فکر کنم منظورتان این است که داوری باید دست هم صنفان خودتان باشد.
بله. آنقدر داور تحصیلکرده داریم که الان در مدیریت ورزشی و مدیریت سازمان‌های ورزشی تحصیل می‌کنند، بدون حب و بغض هستند و فقط به فکر جیبشان نیستند و به داوری فکر می‌کنند اگر این بچه‌ها بیایند وضع داوری خیلی خوب می‌شود.

فکر کنم همه حاشیه‌ها برایت از یک بوس کوچولو شروع شد.
دخترم بود و همیشه همین است. یک سری اتفاقات همیشه در کنترل ما هستند و یک سری نه. من کنترلی روی آدم‌های مریضی که این‌ها را انعکاس می‌دهند ندارم. شاید کسی که باعث و بانی بود و این اتفاقات را نشر داده بود آن لحظه گفتم اگر ببینمش دوربین را توی سرش خورد می‌کنم، اما بعد گفتم در شان من نیست که بخواهم درباره اش صحبت کنم.

به هر حال خبرنگار‌ها همه جای دنیا دنبال این طور پاپاراتزی‌ها هستند.
یک سری مسائل به معرفت آدم‌ها برمی گردد و یک سری می‌خواهند آدم را به چالش بکشانند، ولی من آدمی نیستم که نقش بازی کنم.

تو گفتی من همینم و آن لحظه احساس می‌کنم اگر با کاری باعث می‌شوم به فرهنگ ایرانی توهین شود، ترجیح می‌دهم آن کار را انجام بدهم و پای تبعاتش بایستم.
من اینطور نیستم که بببینم در یک اتاق هستم یک طور خوش و بش کنم، بیرون ببینم دوربین هست طور دیگری برخورد کنم. آن لحظه شاید راست گفتن برای آدم گران تمام شود، ولی اکثر اوقات همیشه ترجیح می‌دهم راست بگویم.

کلا همیشه راحتی مثلا وقتی گفتند در فرودگاه لحظه رسیدن به همسرت جالب بود گفتی خواهر همسرم بود. در صورتی که می‌توانستی چیزی نگویی. همسرت گفته بود تاکید کنی؟
اتفاقا خانمم گفت: چرا راستش را می‌گویی اگر قرار است این فشار‌ها به وجود بیاید، ولی من گفتم من نمی‌توانم دروغ بگویم و فیلم بازی کنم. حتی اگر به قیمت کنار گذاشتن من باشد.

 

سرنوشت دلارهای علیرضا فغانی از زبان خودش!

گفته بودی اگر فشار بیاورند می‌گذاری می‌روی؟
گفته بودم می‌گذارم می‌روم، یکی از این آدم‌های شکم گنده هم سو استفاده کرده بود، گفته بود خب برود؛ منظور من اصلا از ایران رفتن نبود. اصل حرفم این بود که داوری را می‌گذارم و می‌روم. یعنی دیگر داوری نمی‌کنم. در کشور ما جمهوری اسلامی، دموکراسی، آزادی همه چیز هست، بدتر از این خلاف کرده اند و حق و حقوقشان سر جایش بوده اینکه من گفتم می‌گذارم می‌روم منظورم داوری بوده و اینکه من به همه خواسته هایم رسیدم.

خیلی هم ایران نیستی که بخواهی بگذاری بروی!
در این سال‌های نزدیک به جام جهانی هر سال هفت، هشت ماه دور بودم و خیلی هم سخت بود و همیشه هم مدیون خانمم و خانواده ام هستم. تمام بار زندگی روی دوش همسرم است. چه تربیت بچه ها، چه رسیدگی به بچه‌ها و امور خانه و واقعا سنگ تمام گذاشته و خدا را شکر می‌کنم که از خانواده‌ای بوده که داور بوده و من را همیشه درک می‌کند.

داوری عشق است؟
اصلا عشق نیست.

واقعا اگر شما الیت نمی‌شدید داوری نمی‌کردید؟
باید در شرایط باشید تا متوجه شوید. خیلی‌ها می‌گویند اگر این بین المللی نباشد و خارج نرود و دلار نگیرد داوری نمی‌کند، ولی شما به لیگ ما رجوع کن ببین چند داور هستند که بین المللی هم نیستند، ولی تا ۴۵ سالگی داوری می‌کنند. من گفتم عشق نیست، ولی واقعا عشق است و نباید از این عشق سو استفاده شود. چرا باید هر سال ۶۵۰ هزارتومان باشد و شمای مسوول مدام در سفر باشی و کلاس و … که اگر مسوول نبودی یکی از این‌ها را به تو نمی‌دانند.

 

پس به خاطر لیاقت و توانایی افراد نیست فقط به خاطر پستی است که دارند و متاسفانه از این عشق سو استفاده می‌شود برای اینکه چند سال است دستمزد همین است، افزایش آنچنانی نداشته، هر سال فقط سر داور‌ها را با این گرم می‌کنند که ما نامه دادیم و … این‌ها دردی از داوری دوا نمی‌کند.

پولهایتان را می‌دهند؟
خدا پدر آقای تاج و آقای ساکت و مسوولین را بیامرزد هر چند ماه یک بار پول لیگ برتر را تسویه می‌کنند، یکی دو سال یک بار هم پول لیگ‌های پایه تسویه می‌شود. لیگ‌های پایه پول رفت و آمدشان را هم خودشان می‌دهند و تهیه بلیت و هزینه اش برایشان سخت است؛ فوتسال، فوتبال ساحلی و بانوان و… هم. در کل رقم آنچنانی نیست.

شما آسیا بروید خیلی به نفع‌تان است. روزی چقدر می‌گیرید؟
روزی ۲۰۰ دلار. کلا یک سفر که می‌روی و برمی گردی ۹۰۰ دلار می‌شود.

بعد ترانسفر پولتان چگونه است. الان بحثی که روی بورس است این است که چقدر از جام جهانی گرفتید و باید با دلار چند هزارتومانی حساب کنیم. یا دیروز می‌گفتند دلار شما را به سفارت می‌دهند و بعد فدراسیون و بعد به دلار ۴۲۰۰ تومانی تبدیل می‌شود و به دست شما می‌رسد!
البته هنوز این‌ها انجام نشده، ولی یک بحث این است که بازی‌های آسیایی را معمولا نقدی می‌دهند. ولی فیفا اینطور نیست. البته که تعداد محدودی هستند کسانی که داور فیفا هستند و خوشبختانه ناظر و مدرس که در فیفا نداریم آنقدر که در گذشته خوب کار کردند. در آسیا هم زیاد بچه‌های ما به کار گرفته نمی‌شوند و سطح پایین هستند. چند ناظر داریم که در گذشته لیگ قهرمانان می‌رفتند، همان‌ها هستند. حسن کامرانی فر و محسن ترکی هم اضافه شدند.

 

وقتی یک تورنمنتی می‌روی که ایرانی‌ها در تیم برگزاری هستند یک قوت قلب است. در جام جهانی خوشبختانه شاهین رحمانی را داشتیم. داوود رافتی در یک شهر بود. یکی دو تا در مدیا داشتیم که برای ما جالب بودند. خوشبختانه فدراسیون یک سیاست خوبی هم برای پول‌های خودش و هم داور‌ها به خرج داد. از یک طریقی به سفارت در سوئیس پرداخت می‌شود و بعد به ایران می‌رسد. زمانی می‌گفتند فرانک است تا تبدیل شود طول می‌کشد، ولی الان پول در بانک سامان است، مشکل این است که بانک سامان دلار‌های آن فرانک‌ها را نمی‌دهد و می‌گوید ریالی بگیرید و مبلغی را که طلبکاری می‌گوید دلار ۴۲۰۰ است.

پس این چالش را دارید.
هنوز که نه. پول آمده و در حساب است، ولی نمی‌دانم می‌گویند ریالی باید بگیریم با این مبلغ که ما گفتیم همانجا باشد شاید یک اتفاقی بیفتد، ولی پول‌های فیفا را هنوز دنبالش نیستیم. خیلی‌ها دنبال رقمش بودند که گفتیم برای هر کس بیش از ۶۰ هزاردلار نمی‌شود، تا ببینیم از آن طریق یا از طریق آسیا می‌دهند.

۶۰ هزاردلار را هم اگر قرار باشد با دلار ۴ هزارتومانی بدهند…
آن را که اصلا قبول نمی‌کنیم می‌گوییم همان فیفا باشد بهتر است.

اینکه در حساب است پول‌های قبلی است؟
بله. برای چند بازی و سمینار بود که مانده بود و دادند. نه من، یک مبلغی برای چند داور است.

بدترین زمان ممکن رفتی برای شورای شهر کاندیدا شدی. در دوره‌ای که همه می‌گفتند دیگر به ورزشکار‌ها و سلبریتی‌ها رای ندهیم تو کاندید شدی.
زیاد برایم مهم نبود، ولی دوست داشتم آن حال و هوا را در آن مقطع تجربه کنم و تجربه خیلی خوبی هم برایم بود و قطعا دیگر تا آخر عمرم دور و بر سیاست و مسوولیت نمی‌روم.

این بار بروی، ولی رای می‌آوری.
نه اصلا با یک سری مسائل آشنا شدم که دیدم کار من نیست. به روحیاتم نمی‌خورد. حتی مسوولیت هم در روحیات من نیست. یک بار پدرم گفته بود اگر بگویند بیا مسوول کمیته داوران شو… گفتم اولا که در این مملکت اصلا به دنبال ما نمی‌آیند، چون رای است و همه دنبال لابی و زد و بند می‌روند که آن هم در روحیات من نیست و اصلا از پست و مسوولیت خوشم نمی‌آید و اگر یک زمانی داوری را کنار گذاشتم و خواستم ادامه بدهم، نیاز شد تدریس و نظارت می‌کنم.

گفتیم دوباره کاندیدا می‌شوی و عباس آقا قادری را می‌آوری برایت بخواند.
عباس آقا قادری که ان شالله سرش سلامت باشد حداقل برای مردم یک سودی دارد و دل یک عده را شاد می‌کند.

بچه محل شما هستند؟
بله. یک دوست مشترکی داشتیم که خواهش کردیم ایشان را بیاورند. به عنوان مهمان آمدند، ولی آنقدر مردم از ایشان خوششان می‌آید و ایشان هم به مردم لطف دارند پشت تریبون رفتند و یک آهنگ هم خواندند.

پس این اتفاق هم دیگر تکرار نمی‌شود.
نه. حتی یک مراسمی بود که من باید حرف یک سری از مردم را به گوش یک مسوولی می‌رساندم که یک نفر گفت: آقای فغانی زنگ فعالیت انتخاباتی را از الان زده و من گفتم با شرایط و وضعی که سیاسیون دارند اصلا به روحیات من نمی‌خورد.

اینجا که الان ما داریم گفت: وگو می‌کنیم یعنی مجموعه ورزشی شهرداری منطقه ۲۰ از نظر ورزشی منطقه مهمی است و شاید به اندازه تمام استان‌های کشور مدال طلای المپیک و جهانی دارد. قهرمان ملی دارد. در فوتبال هم از محمدخانی و خاندان استیلی و پیوس و. خیلی‌ها بچه‌های این محل بودند. یک مسولیت سنگین داری که از دل بچه‌های این منطقه استعداد شناسایی کنی. این کار چقدر برایت جذاب است و فکر می‌کنی چند سال دیگر که این مسوولیت را تحویل می‌دهی از خودت راضی باشی؟
خوب شد گفتید شهرداری. من تشکر ویژه از آقای صفوی شهردار منطقه داشته باشم، شهردار تهران و همه مسوولین. چه قبلی‌ها و چه این‌ها که الان روی کار هستند از من خیلی حمایت کردند. در این جام جهانی کلا پالس مثبت به سمت مان می‌آمد و رسانه هم خیلی کمک کرد و همه چیز خیلی خوب پیش رفت. از همه ممنونم که اینجا را به من پیشنهاد کردند. رسالت شهرداری در بحث ورزش محلات، خدمات دهی به بچه‌های جنوب شهر در تک تک این محلات است. این است که زیاد در بحث قهرمان پروری وارد نمی‌شود، ولی ما نباید فراموش کنیم که ورزش همگانی منشا ورزش قهرمانی است اگر روی این خوب کار کنیم و هزینه کنیم می‌توانیم قهرمان‌های خوبی ارائه بدهیم.

اگر خوب کار کنیم یک علیرضا فغانی دیگر از این محل درمی آید.
در زمینه کاری من بیست، سی جوان هستند که خوشبختانه به اینجا می‌آیند و در لیگ‌های مختلف کار می‌کنند.

 

که البته نصفشان هم برادر‌های خودت و همسرت هستند!

الان برادرخانمم برای کلاس داوری مالزی است تا در آینده جز داوران بین المللی باشد. زیاد اهل پارتی بازی و ارتباط‌های آنچنانی نیستم، ولی تا جایی که توانستم ارتباط دادم کسانی که می‌توانستند پیشرفت کنند یا استعدادی در آن‌ها دیدم را به کسانی که می‌توانستند به آن‌ها کمک کنند.

ممنون از اینکه به سوالات ما پاسخ دادید.
از همه مردم می‌خواهم همچنان ما را دعا کنند و اگر کمی کاستی حاشیه‌ای درست شد من عذرخواهی می‌کنم، ولی چیز‌هایی بود که دوست داشتم انجام دادم و امیدوارم از کار اصلی ما که داوری است رضایت داشته باشند.

خوشمزه ترین غذاهای خیابانی روسیه

یکی از خوش طعم ترین غذاهای خیابانی روسیه چبورک است که در اکثر شهرهای روسیه وجود دارد. چبورک در کشورهای دیگر که سابقا عضو اتحادیه شوروی بودند مثل آذربایجان، گرجستان و حتی ترکیه هم با نام های متماثل وجود دارد. چبورک نوعی پیراشکی سه بر است که داخلش را با موادی مثل گوشت چرخ کرده، ادویه و پنیر پر می کنند و بعد آن را در روغن داغ و زیاد سرخ می کنند. چبورک را باید داغ داغ خورد و طعم آن به ویژه در هوای سرد مسکو خیلی می چسبد. چبورک را هم به عنوان صبحانه، عصرانه یا میان وعده می توانید نوش جان کنید و از طعم خوب آن لذت ببرید.  در ادامه در مطلب اطلاعات سفر به روسیه در مورد خوشمزه ترین غذاهای خیابانی روسیه  بیشتر می گوییم.

شاوارما

شاوارما را احیانا می شناسید! این غذا در کشورهای دیگر مثل ترکیه و لبنان هم وجود دارد، اما مطمئنا طعم روسی آن لطفی دگر دارد! شاوارما که از گوشت کبابی خرد شده و پیاز و … تهیه می شود از دهه ۱۹۹۰ در همه روسیه نام پیدا کرده است. هم زمان شاوارما هم یکی از معشوق ترین غذاهای خیابانی روسیه است و در اکثر گذرگاه های شهرهایی مثل مسکو، سنت پترزبورگ و … می توانید این ساندویچ های سرد مطبوع و و پرملات را ابتیاع کنید.

ذرت آبپز

خب، بلال یا همان ذرت را دیگر همه مان می شناسیم. جالب است بدانید که ذرت یکی از غذاهای خیابانی روسیه هم هست، انتها با این تشت که در روسیه معمولا بلال ها را آبپز یا بخارپز می کنند که ظاهرا سالم تر هم هست. ذرت را آغازین بار نخست وزیر شوروی سابق به نام نیکیتا خروشچف وارد روسیه کرد و شایق بود که این بار که آن را «ملکه مزارع» می نامید در همه روسیه کشت داده شود. البته این آرزو محقق نشد، با این حال ذرت در روسیه ماند و کم کم خود را وارد آشپزی روسی کرد. هم دوره ذرت ها را داخل دیگ های آب جوش بزرگ می پزند و بعد آن ها را با کره و نمک مزه دار می کنند. این ذرت های لذیذ و کره ای از جمله تاپ :صفت عالی و ملیح ترین غذاهای خیابانی روسیه هستند.

پیراشکی

اگر تا به حال به پیراشکی های خمیری و چرب و خوش مزه گستره شورش پیراشکی می گفتید پس حتما سری به روسیه بزنید تا با طعم فرضی و اصیل پیراشکی آشنا شوید! پیراشکی در اصل نوعی عسل و شرنگ و اسنک روسی است و از کلمه پیروگ به معنای عسل و شرنگ پای گرفته شده است. پس در واقع پیراشکی نوعی انگبین پای روسی است که در قدیم در جشن ها و اعیاد خاص پخته می شده است و هیچ جشنی بدون این انگبین های محبوب برگزار نمی شده است. هم عصر امروزین اما این پیراشکی های خوشمزه را همه جا و همه وقت می توانید پیدا کنید و یکی از پرطرفدارترین غذاهای خیابانی روسیه هستند. داخل پیراشکی را با مواد مختلفی پر می کنند که بعضی هایشان ممکن است برای ما عجیب باشند. سیب زمینی، مربا و میوه، گوشت، برنج، ماهی، قارچ، ترخون و ) و تخم مرغ و (تربچه از جمله موادی هستند که داخل پیراشکی ها پیدا می شوند.

دونات روسی

دونات های روسی در دوره حکومت شوروی در سراسر کشور شهرت پیدا کردند و هم زمان هم جزء پرطرفدارترین غذاهای خیابانی روسیه هستند. حکماً قبل از هرچیز باید بگوییم که تصویری که از دونات دارید با دونات های روسی کاملا تمایز دارد! دونات روسی که به آن پونچیکی (ponchiki) می گویند توپک های گرد و خمیری است که داخل روغن سرخ می شود و بعد روی آن پودر قند می پاشند. مسلماً ممکن است در شهرهای بزرگ روسیه مثل مسکو و سنت پترزبورگ دونات های نادره و عادی را هم ببینید، اما باید بدایند که شکل سنتی دونات در روسیه همین توپک های خمیری و خوش طعم است. در سفر به روسیه می توانید در اکثر گذرگاه های مهم هر شهر این دونات های ملیح را ببینید که داخل قیف های کاغذی فروخته می شوند. این دونات ها را می توانید از اغذیه فروشی های سیار، غذاخوری ها و دکان های مختلف در میادین و خیابان های مهم شهر بیع کنید.

بیف استراگانوف

یکی از قدیم ترین دستورهای پخت غذا در روسیه که همه مردم این ناحیه اکثرا اجازت پخت آن را می دانند غذای بیف استراگانوف است. شاید شما هم زیاد اسم این نوع غذا را شنیده باشید. در واقع بیف استراگانوف حکم همان غذای کاربونارا را برای ایتالیایی ها یا حکم غذای آش رشته یا حلیم برای ما عجم ها را دارد. برای پختن این نوع غذا تکه های وازده و امیدوار بریده شده گوشت را در فر پخته و سپس با پیاز و روغن تفت می دهند.قارچ های تیکه تیکه شده نیز به معشوق عفری تازه به این غذا طعم مطبوعی داده و در بر روی این مواد خامه غلیظ شده یا ماست ترش می ریزند. این غذا برای بسیار روسی ها تفهیم اوقات کودکی شان است و به نشانی غذاهای خیابانی روسیه در بعضی از بار ها و دکه ها پیدا می شود. در کنار این غذا خیارشور هم سرو می شود. بعضی از دستورهای جدید این نوع غذا با نودل همنشین است که یک اجازه پخت جدید از آن می باشد.

 

این نوع از غذاهای خیابانی روسیه نوعی نازک و شبیه به پنکیک با نام بلینی است که قرن ها در این کشور پخته می شود. هم زمان این نوع غذا، دگرسانی به یکی از یار ترین غذاهای خیابانی در این کشور شده و جانان ترین مکان برای خرید آن، کافه های زنجیره ای ترموک Teremok است. کارکنان این کافه ها لباس های کهن و محلی روسی پوشیدند و مشتریان خود را سدار و “sudnya”سیدنیا – فرم باستانی “آقا” و “خانم” در زبان روسی خطاب می کنند. می توانید با پر کردن بلینی از ژامبون ها، پنیرها یا خاویار قرمز به عدو عسل، مربا یا شیر غلیظ شده و شیرین این نوع از غذا را تذکیر دهید. در واقع درون این نوع غذا با نوع ذائقه شما پر می شود. بلینی امروزه مرزها را رد کرده و در دیگر نقاط دنیا نیز شهرت پیدا کرده است. به نشانی مثال یکی از دلبر ترین غذاهای منهتن، همین غذای خیابانی روسی است!

«جمهوری اسلامی»: ما پیش‌شرط داریم

دونالد ترامپ در پایان دیدار و مذاکره با نخست‌وزیر ایتالیا، برای مذاکره با ایران بدون هیچگونه پیش شرطی اعلام آمادگی کرد. وی پیش از این اظهار امیدواری کرده بود با اعمال فشار علیه ایران، مقامات ایرانی از وی تقاضای مذاکره خواهند کرد که عملاً چنین آرزوئی محقق نشد. ترامپ در دفعات بعدی باز هم اطمینان می‌داد که به زودی با درخواست ایران برای مذاکره مواجه خواهد شد.

در ادامه سرمقاله امروز روزنامه «جمهوری اسلامی» آمده است: اکنون کسی که خواهان مذاکره است، آمریکای ترامپ است که ظاهراً در محاسبات خود احتمال درخواست ایران را منتفی دانسته است. آنچه در این میان اهمیتی بیشتر از تقاضای ترامپ برای مذاکره با ایران دارد، حذف و نادیده گرفتن شروط دوازده‌گانه‌ای است که مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا چندی قبل به عنوان پیش شرط برای شکل گیری هرگونه مذاکره با ایران مطرح کرده بود.

این تغییرات سریع در مواضع ترامپ و دستیارانش که البته تازگی ندارد، یکبار دیگر فقدان ثبات رای در کاخ سفید و در میان دارودسته اطرافیان ترامپ را به طرز انکارناپذیری به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد اظهارات اخیر ترامپ قطعاً آخرین تغییر رای وی و اطرافیانش نیست و هر لحظه ممکن است آخرین اظهارات وی نیز دچار سرنوشت مواضع قبلی شود.

عناصر مرتبط با واشنگتن که معمولاً جاده صاف کن آمریکا تلقی شده اند، طی روزهای اخیر و حتی قبل از اظهارنظر اخیر ترامپ در مورد حذف هرگونه پیش شرطی، با جمله پردازی‌های خاص خود سعی کردند حذف شروط دوازده گانه را کاملاً طبیعی جلوه دهند ولی برای طرح تدریجی همان شروط، زمان بندی تازه‌ای را عنوان کنند. همین پدیده یکبار دیگر نشان می‌دهد که حتی حذف شروط دوازده گانه هم یک تاکتیک فریبکارانه برای اغوای طرف ایرانی است.

واقعیت این است که ترامپ بدون هیچگونه سابقه سیاسی سعی دارد از تجریبات درخشان خود در امور کازینوداری و برده‌داری جنسی در جهت اداره امور آمریکا در مقیاس داخلی و بین‌المللی استفاده کند و آرزوی موفقیت و شادکامی نیز دارد.

شاید این قبیل ترفندهای تهاجمی و عقب نشینی‌های تاکتیکی در سایر موارد جواب بدهد و موثر واقع شود لکن به نظر می‌رسد ترامپ و اطرافیانش نه تنها از سیاست بلکه از تاریخ هم به کلی بی‌اطلاعند و نمی‌دانند که این روش‌ها و اقدامات مشابه در ایران با واکنش و نتیجه معکوس مواجه خواهند شد. با صرفنظر از اینکه آمریکای ترامپ با چین، روسیه، اتحادیه اروپا و سایرین چگونه رفتار کند، مسئله اصلی این است که اساساً حسن نیت و ماهیت وجودی ترامپ در برخورد با ایران به کلی و از اساس به زیر سوال رفته است. اینکه در مغز ترامپ چه می‌گذرد و با در نظر گرفتن اینکه حلقه محاصره نهادهای اطلاعاتی در اطراف ترامپ و دستیارانش درخصوص روابط با روسیه و دخالت مسکو در انتخابات ریاست جمهوری آمریکای تنگ‌تر شده، موضوعی نیست که نتایج آن در اصل تصمیم و دیدگاه ایران در قبال آمریکای ترامپ را دچار تغییر کند، ولی در عین حال به چنین مجموعه و چنین دیدگاهی هرگز نمی‌توان اعتماد کرد و هرگونه ساده اندیشی و خوشبینی قطعاً در ردیف خودفریبی است و یقیناً تردید در این مقوله زیانهای جبران ناپذیری را تحمیل می‌کند. به ویژه آنکه برخی دلالان سیاسی تلاش دارند حذف شروط دوازده گانه را نشانه انعطاف پذیری ترامپ معرفی کنند! برخی شواهد موجود که تدریجاً آشکارتر می‌شوند، نشانگر آنند که ترامپ در سایر موارد سعی دارد چهره‌ای اهل معامله از خود به نمایش بگذارد تا بلکه ایران را اغوا کند که مذاکره با ایران درباره برجام را بپذیرد درحالی که اولاً قیاس روابط ایران و اتحادیه اروپا با آمریکا، از اساس اشتباه بزرگی است و ثالثاً اهداف و برنامه‌های ترامپ در قبال ایران هم با دیگران قابل قیاس نیست. چرا که اختلاف دیدگاه میان آنها اگرچه مرتباً گسترش یافته و متنوع‌تر نیز شده است، لکن به هر حال تمامی طرف‌ها راه حلی برای تعامل با آمریکای ترامپ یافته‌اند یا با توسل به تهدید متقابل و استفاده از اهرم‌های موجود در مناسبات فیمابین به نتایج دلخواه خود می‌رسند.

اما در مورد ایران، ما با عناصر شروری مواجهیم که خواستار ادامه دشمنی و شرارت علیه ایران هستند و توسل به انواع رفتارهای خصمانه و تخریبی و زیر پا گذاشتن هنجارهای بین‌المللی هم ابائی ندارند. علاوه بر این با نگاهی به مواضع ترامپ و دستیارانش قبل و پس از ورود به کاخ سفید عمق دشمنی و ابعاد کینه انباشته دارودسته ترامپ علیه ایران به خوبی آشکار است.

اکنون اگر فرض را بر این بگذاریم که رئیس‌جمهور آمریکا در پیشنهاد مذاکره با ایران صداقت دارد، جواب او این است که هر چند شما اعلام کرده اید آماده مذاکره بدون پیش شرط هستید ولی ما پیش شرط داریم. آمریکا در جریان برجام در قالب گروه ۱+۵ با ایران مذاکره کرد که حاصل آن پیمان بین‌المللی برجام بود. ترامپ، آمریکا را برخلاف موازین بین‌المللی از برجام خارج کرد و با این اقدام نشان داد که حتی به امضاء و تعهد رئیس‌جمهور قبل از خود نیز پای بند نیست.

اگر ترامپ مایل است با ایران مذاکره کند قبل از هر چیز باید تخلف خود از قانون بین‌المللی را جبران کند و آمریکا را به برجام برگرداند. این، پیش شرط ما برای پذیرفتن پیشنهاد ترامپ است. اگر آمریکا به برجام برگردد، بطور طبیعی به همان مذاکره‌ای که در قالب گروه ۱+۵ با ایران داشت برخواهد گشت و اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد غیر از اینکه اعتبار از دست رفته آمریکا برخواهد گشت و ترامپ هم نشان خواهد داد که بیماری هرج و مرج طلبی بین‌المللی او موقتی بوده است!

پاسخ ظریف به پیشنهاد ترامپ برای مذاکره

«محمد جواد ظریف»، وزیر امور خارجه ایران روز سه‌شنبه به ژست رئیس‌جمهور آمریکا برای دیدار با مقام‌های ایرانی واکنش نشان داد.

ظریف نوشت: «ایران و آمریکا دو سال گفت‌وگو کردند. ما با اتحادیه اروپا، تروئیکای اروپایی، روسیه و چین موفق به ایجاد یک توافق چندجانبه -موسوم به برجام- شدیم. این توافق، کارساز بوده است. آمریکا تنها می‌تواند خودش را بابت خروج از این توافق و ترک میز [مذاکره] مقصر بداند. تهدید، تحریم و شیرین‌کاری‌های تبلیغاتی کارگر نخواهند افتاد. احترام به ایران و به تعهدات بین‌المللی را بیازمایید.»